محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

413

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

است . فائده [ تدبير كهولت ] پوشيده نماند كه شبّان كه بنا بر استكمال قوت ، محتاج به تدابير كثير نيستند و عمده تدابير ايشان رياضت است و آن گفته شد ، لهذا به تفصيل تدابير آنها نپرداختم و چون تدبير اطفال مشروحا ذكر يافته بود و در اينجا بنا بر بيان تفصيل تدبير كهول و مشائخ اختصار مىرود و جملهء تدابير متعلقهء ايشان به سه افاده گفته مىشود : افاده در قواعد كليه بدانند كه استفراغ كهول و مشائخ واجب است ، كه مهما امكن تنقيهء دم نكنند ، خاصه حجامت و عَلَق كه استكمال اينها بعد شصت سال منع است ، چنانچه در محلش بيايد وجه آن . و بهترين تنقيه در حق ايشان اسهال است كه بر سبيل اعتدال باشد و همگى اعانت به استعمال چيزى كنند كه تسخين و ترطيب نمايد معاً و مع ذلك شديد السخونت نبود كه مفرط الحرارة ، بنا بر تجفيف رطوبت ، كه مادهء قيام حرارت است ، احداث برودت مىكند . و بهترين چيزها مر ايشان را اطالت نوم است اگر بدان معتاد بوند ، چه ، در غير معتادين احتمال ضرر دارد . و حيله تنويم ايشان مع قول جالينوس در تدبير نوم و يقظه گذشت . و استحمام نمودن و اشربه موافقه نوشيدن و اغذيه مناسبه خوردن و طبع نرم داشتن و دايم اخراج بلغم از امعا با شيافات و حقنجات و از مجراى بول به مدرّات نمودن و دَلك معتدل كردن مع التدهين و استعمال روائح طيبه بيشتر فرمودن و اكثر در حركت بودن ، پس اگر مشى ممكن باشد بهتر ، و گرنه به ركوب توان متحرك شد و اگر آن هم ميسّر نباشد ، ارجوجه ، افضل‌ترين محرِّكات است . و اجتناب از كثرت جماع مر مشائخ را واجب است اگرچه قوت شهوت باقى بود و حسب المقدور تقليل درين امر ضرور . افاده اندر غذاى مشائخ پوشيده نماند كه تكثير غذا در ايشان مطلوب است جهت توفير قوت رطوبت ، ليكن چون معده‌هاى اينها ضعيف مىباشد واجب است كه غذا به تفاريق خورند ، به دو كرّت يا به سه كرّت ، حسب هضم و قوت و ضعف او . و از اغذيه ، چيزى اختيار نمايند كه قليل الكمّيّة و كثير الكيفيّة بود ، چون صفرة البيض و ماء اللحم و شير و مانند آن . و ستوده‌ترين تدبير آن است كه در ساعت سوم فطور كنند به نان و عسل ، تا معده را جلا دهد و پاك كند و مهيا سازد بر هضم غذاى كثير . و بايد كه نان جيّد الصنعة و معتدل الملح بود ، تا زود هضم شود . پستر در ساعت هضم چيزى كه مليّن طبع بود خورند و آن گفته مىشود . و غرض از اين آن است كه چون در اين مدت بلغم از عسل رقيق شده باشد و نان به تحليل رفته ، ازالهء فضلات كرده شود ، تا اعضا ، غذاى عمده را كه قريب به شب خواهند خورد كما ينبغى قبول نمايند . و ظاهر است كه حاجت به تليين در آنجا است كه طبيعت قبض بود ، و گرنه به غذاى مليّن حاجت نباشد كما لا يخفى . و بدانند كه وقت استحمام به قول شيخ ، قبل از استعمال مليّنات است ، لهذا گفته : فيأكل في السابعة بعد الاستحمام ما يليِّن البطن و شارح در اين محل مىگويد : و فيه إشكالٌ فإن تليين الطبيعة ينبغي أن يكون مقدماً على الاستحمام . و نزد اين درويش ، قول شيخ حق مىنمايد ، زيرا كه استحمام جهت ترطيب فضول و تهيهء او بر سهولت خروج مىكنند ، پس